X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

SIA: Swarm Intelligence Algorithms

فصل یازدهم کتاب ژن خودخواه: مم: همتاساز جدید

در فصل یازدهم از کتاب ژن خودخواه ریچارد داکینز به معرفی یک همتاساز جدید بنام مم پرداخته شده  است. نویسنده در این فصل اشاره دارد که موردی که بیشتر باعث تفاوت بین انسان و دیگر ماشین های بقاء می شود "فرهنگ" می باشد. فرهنگ مانند ژن باعث انتقال از یک نسل به نسل دیگر می شود. و در واقع تکامل می یابد. نویسنده به مثال هایی از نوع انسان و جاندار در مورد انتقال فرهنگ اشاره دارد به عنوان مثال یک نوع خاصی از پرنده که دارای آوازهای مختلف می باشد بر اثر همزیستی با نوع دیگر در نسل های مختلف نوع آوازش تغییر کرده است. البته این تغییر نوع آواز از طریق ژن انتقال نیافته است بلکه انتقال فرهنگی بوده است.

تکامل فرهنگ علاوه بر زبان، مد لباس، طرز غذاخوردن، رسم ها، سنت ها، هنر و معماری، مهندسی و فناوری نیز می باشند که طوری تکامل پیدا می کنند که گوئی انتقال ژنی با شتاب زیادی صورت گرفته است اما ربطی به تکامل ژنی ندارد. این تکامل می تواند به صورت تدریجی هم رخ دهد.

پاسخ سوال ژن ها چه ویژگی هایی دارند؟ چیزی جزء همتاساز بودن شان نیست. ژن یا ملکول DNA یک همتاساز است که تا الان در حیات ما وجود داشته است. اما یک همتاساز جدید دیگری هم متولد شده است که از واژه یونانی بنام mimeme گرفته شده است. نویسنده برای هم وزن کردن آن با ژن آن را meme نامیده است. همان طور که اشاره شد نمونه هایی از مم را می توان آهنگ ها، باورها، تکیه کلام ها، مدل های لباس، شیوه های سفالگری و ساخت هلال تاق ها نام برد.

همان طور که ژن با پریدن از یک بدن به بدن دیگر از طریق اسپرم یا تخمک منتقل و پخش می شود، مم نیز از طریق مغز به مغز دیگر منتقل و تکثیر می شود.

به طور کلی تقلید، همان همتاسازی برای مم هاست. همانند ژن ها، بازدهی بعضی از مم ها در خزانه ی ممی بهتر از بقیه می باشد. در ژن ها همتاسازی سه ویژگی ماندگاری، زایایی و امانت نسخه برداری را دارند. ماندگاری در مم ها معمولاً تا پایان عمر فرد می باشد و در مقابل زایائی اهمیت کمتری را دارد. به عنوان مثال نسخه های از یک سرود که در ذهن یک فرد است می تواند به وسیله کاغذ یا مغز دیگران تا قرن ها زنده بماند. و اما در مورد ویژگی سوم بر خلاف ژن ها که انتقال همه یا هیچ صورت می گیرد برای مم ممکن است با تغییر همراه باشد. در واقع انتقال مم همواره هم در حال جهش است و هم در معرض آمیختگی است.

در بخش دیگری از این فصل بیان می کند که ژن و مم احتمالاً همدیگر را تقویت می کند، ولی در برخی از موارد ممکن است در مقابل یکدیگر باشند. به عنوان مثال زندگی مجردی ممکن است برای یک مم موفق باشد ولی برای ژن که نیتش تکثیر نسل می باشد مناسب نباشد. نویسنده معتقد است که مجموعه های ممی همساز همانند ژن ها تکامل می یابند. انتخاب طبیعی به نفع مم هایی است که از محیط فرهنگی شان به نفع خود استفاده کرده اند. این محیط فرهنگی شامل مم های منتخب دیگر هم می شود. بنابراین خزانه ی ممی یک ویژگی هایی پایدار از نظر تکاملی پیدا می کنند به طوری که برای مم های تازه نابود کردن آن ویژگی ها آسان نیست.

در بخش دیگری از این فصل اشاره به چیزهایی که بعد از مرگ از انسان باقی می ماند، شده است و آن چیزی جزء ژن و مم نیست. انسان ها ماشین هایی هستند که برای انتقال ژن به وجود آمده اند. ولی واقعیت این است که پس از سه نسل این ویژگی به فراموشی سپرده می شود. چون در هر بار تولید نسل شانس انتخاب ژن هر فرد به نصف کاهش پیدا می کند. ولی در بحث فرهنگ سالیان سال این فرهنگی که از یک فرد منتقل و تکثیر شده است، باقی می ماند.

در پایان فصل به برخورد مم ها در موضوعات مختلف به روش "با صرفه بودن شان" می پردازد. و نویسنده معتقد است که بهره گیری های کوتاه مدت نسبت به بلند مدت برای مم ها ارزشمند تر است. و اشاره به این شده است که هر کجا مغز توانایی تقلید داشته باشد در آنجا مم نیز حضور دارد. در پایان نویسنده آرزومند است که بشر به صورت آگاهانه و به طور آینده نگری در انتقال فرهنگ عمل کند و در مقابل موج انتقال فرهنگی به طور خودخواهانه ایستادگی کند. 

 

 [1]. کتاب ژن خودخواه، ریچارد داکینز، Oxford University Press ،ویرایش دوم، 2006.